هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
گذری و نظری 229
(مورخ 21 بهمن ماه 1397 خورشیدی)
ــ محمّد جلالی چیمه (میم سحر)
اگر کسی مطلبی از خود صادر کند که به دور از عقل و منطق باشد. آیا به سایر اقوال او می توان اعتماد کرد؟!
«میم سحر» چنین سروده است؛
کار «اسلام» پیچ در پیچ است اوّلش هیچ و آخرش هیچ است!
چرا «میم سحر» جهت اشاره به نظام سیاسیِ حاکم در «ایران» از واژه ی کلّی «اسلام» استفاده می کند؟
آیا او در خود توانِ مقابله با «اسلام» و مسلمانانِ میلیارد نفری را متصوّر است؟
«هیچ» «مَجاز» است و حقیقت ندارد! مثل عبارت «فرقی نمی کند!» است. بسیاری از افراد بدون توجّه از این واژگان بی اعتبار، مشکوک و غیر حقیقی استفاده می کنند. لیکن نمی دانند که دچار چه خطایی در کلام و ادراک می شوند!
«هیچ» «موجود» نیست. بلکه «عدم» است. و «عدم» معتبر نیست.
«اسلام» «موجود» است و سرتاپا معتبر. پس نمی توان اوّل و آخرش را «هیچ» نامید!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 25 بهمن ماه 1397 14Feb 2019
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
برچسب:
نویسنده: محمد موسوی