هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
آیا مکتب, «کانت», عاقبت, به خیر می شود؟,!
در برنامه ی «پرگار» مورخ 17 آذر ماه 1397 خورشیدی که توسط «داریوش کریمی» مجری آن از bbc فارسی پخش شد. دو کارشناس «فلسفه» به اسامی «رضا مصیبی» پژوهشگر فلسفه «کانت» از دانشگاه «بُخومِ آلمان» و «رومَن زایدل» پژوهشگر «کانت» و «فلسفه اسلامی» شرکت داشتند.
طبق معمولِ عادتِ برنامه ی «پرگار» اطلاعات پراکنده از بیاناتِ «ایمانوئل کانت» فیلسوف آلمانیِ نهضت روشنگری در سده ی 17 و 18 میلادی توسط حاضرین در برنامه همچون آش شله قلمکار تهیه و پخش شد!
اکنون سعی می شود که با استفاده از بیانات مطروحه ی ایشان از مطالب این فیلسوف سنگین وزن در «تاریخ فلسفه ی غرب» بهترین بهره را استخراج کنیم.
قطعاً پس از انتشار مطالب «کانت» با رعایت احترام به انقلاب کپرنیکی او در «معرفت شناسی» «اهل فلسفه» انتقاد ها و اشکالاتی به قسمت هایی از مطالب مأثور از او وارد کرده اند!
از تکرار مطالب منتشر شده در این برنامه ی «پرگار» پرهیز می کنم!
تنها به بخش اخلاقیِ مطالب «کانت» که دارای شبهاتی در «خداشناسی» و اِخلاص در عمل اَخلاقیست به بیان مطالبی مبادرت می ورزم.
یکی از اشکالات مطرح شده در این برنامه اینچنین بود؛
« «کانت» می گوید؛ وظایف اخلاقی ما از برای «خدا» نیست، بلکه از برای خودمان است!»
و حال آنکه در «فلسفه ی اَخلاق کانت» واضح و مؤکّد است که وظایف اخلاقیِ «خود آئینی» یا Maxim نباید برای خودمان باشد، بلکه باید برای انجام وظیفه ی اخلاقی باشد!
«کانت» می گوید؛ «عمل من هنگامی اخلاقی است به شرط آنکه بتوانم اراده کنم، دستوری که از آن پیروی می کنم به قانون کلّی مبدّل شود.»
«کانت» اضافه می کند که؛ «سوای پیش گرفتن طریقه ی اخلاق در زندگی، هر کار که «انسانِ معتقد» بتواند برای خشنودی «خدا» انجام دهد، توهّم مذهبی صِرف و پرستش ساختگی و دروغین خداوند است.»
در اینجا درک «کانت» اختصاص به اِخلاص در عمل اَخلاقی دارد و می خواهد آدمی را از طمع در پاداش عملِ اخلاقی حتی از «خالق یکتا» مبرّا بداند.
«کانت» در جای دیگر تکلیفِ «واقعی بودنِ» «زمان و مکان» را هم به شکل تحلیلی معلّق می گذارد!
وی «زمان و مکان» را مانند عینکی فرض می کند که ما از پشت آن اشیاء را می نگریم. لذا هیچ چیز هرگز ممکن نیست آن گونه که فی الواقع هست دیده شود! «کانت» نتیجه می گیرد که ذهن مُدرِک، «زمان و مکان» را از خود می افزاید!
در اینجا اشکالی بر مثالِ «کانت» وارد است. او می گوید؛
«امکان دارد که آنچه شخص از پشت عینک مثلاً قرمز رنگش می بیند (عینکی که قابل حذف نیست) در واقع قرمز رنگ هم باشد و حتی اگر به فرض محال عینک برداشته شود، باز هم شیء همان قرمز رنگ به نظر برسد!
اِشکال به این بیان کانت؛ «شیء قرمز رنگ از پشت عینک قرمز، تیره به نظر می رسد و این اشکال بر مثال «کانت» وارد است!
در انتها به تزِ «کانت» پیرامون آزادی توجّه کنیم؛
«من می گویم که هر موجودی که نتواند به هیچ طریقی عمل کند مگر بر طبق ایده ی آزادی، به همین دلیل از نظر عمل «آزاد» است. به عبارت دیگر، برای چنین موجودی کلیه ی قوانین تفکیک ناپذیر از «آزادی» همان قدر اعتبار دارند که گویی اراده ی او ذاتاً می تواند به دلیل معتبر در فلسفه ی نظری «آزاد» اعلام گردد.»
صد البته که اسلام شناسان عالم و دانشمندانِ کانت شناسی چون «مهدی حائری یزدی» «علّامه طباطبایی» و امثالهم با احترام به مقام علمی و فلسفی «کانت» توانسته اند با زبانی سهل و آسان که برای توده ها قابل فهم نیز باشد، پس از اشاره به برخی اِشکالات موجود در مطالب این فیلسوف بزرگ آلمانی شارح بیاناتِ صحیحِ او نیز باشند.
اکنون به مطالبی تحلیلی پیرامون «غایت شناسی» «کانت» توجّه کنیم؛
فرض کنیم که نظامی از غایات نسبی و مطلق وجود دارد که اگر با هم تعارض پیدا کنند می توان از طریق «نقد عقل محض» و «نقد عقل عملی» «کانت» مابین آن ها داوری کرد.
در نظر «کانت» هدف «علم»، کشف قوانین کلّی است که (در یک دستگاه) با یکدیگر پیوند منظم داشته باشند.
حال به تفاوت معنای «غایت» و «غائیّت» از نظر «کانت» دقّت کنیم؛
«غایت» به شکل هدف، مقصود یا غرض متجلّی می شود. «غائیّت» را «کانت» در خدمت هدف و غایتی قرار داشتن یا نشانه ای از وجود غایتی می داند.
پس در حکمی که اساسش «غایت شناسی» است، فرق است بین وجود «غایت» و مقرون بودن کل به «غائیّت».
«کانت» بر حسب عادت، این تحقیق را در قالب طرح کلی انواع چهار گانه ی صور منطقی احکام انجام می دهد، یعنی بر حسب کیفیّت، کمیّت، نسبت و جهت.
اکنون تقسیم چهارگانه ی مورد نظر «کانت» را می خوانیم؛
1- احکام صوری و ذهنی مبتنی بر غایت شناسی که تنها نمونه ی آن ها احکام ذوقی مربوط به زیبایی شناسی است.
2- احکام صوری و عینی مبتنی بر غایت شناسی که تنها نمونه ی آن ها احکام مربوط به بعضی روابط ریاضی است.
3- احکام مادی و ذهنی مبتنی بر غایت شناسی، یعنی احکام مربوط به غایات و هدف های انسانی.
4- احکام مادی و عینی مبتنی بر غایت شناسی، یعنی احکام مربوط به غایات در طبیعت.
«قوّه حکم» به ما کمک می کند که دریابیم کائنات قائم به وجودی عاقل است. و «غایت شناسی» ممکن نیست در تحقیقاتش به فرجام برسد مگر در «خدا شناسی».
البتّه «کانت» بر آن نیست که «مابعدالطبیعه قدیم» را که بر «غایت شناسی» بنا شده بود را دوباره احیا کند.
«کانت» از «غایت فی نفسه» هم سخن گفته است که نبوغ این فیلسوف را آشکار تر می کند. آنقدر مطالب «کانت» سنگین و پیچیده است که هم اکنون مقادیر زیادی از مخطوطات او بررسی و مورد کنکاش قرار نگرفته است!
به هر حال راه «ایمان» از همه ی راه ها ساده تر و آشکار تر است. «کلام اللهِ مجید» برای درک «غایت امور» می فرماید؛ «اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجعون».
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 18 آذر ماه 1397 9Dec 2018
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
برچسب:
نویسنده: محمد موسوی