هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
گذری و نظری 166
(مورخ 21 آبان ماه 1396 خورشیدی)
ــ اشعار نیمایی محمّد جلالی چیمه (میم سحر)
چگونه یک شاعر پُر کار و حواس جمع اشعار بهار 1358 خورشیدیِ خود را بازخوانی می کند و این احساس به او دست نمی دهد که چقدر آن اشعار دارای اشکالات عدیده است؟!
آش آنقدر شور بود که چند مرتبه در آن میان سانسور شعری به انجام رسید!
وقتی (میم سحر) در اشعار خود «روشنفکر دینی» را مورد استهزاء قرار می دهد و از قول «روشنفکر دینی» می گوید؛ «چونکه عقلم هدیه ی لطف خداست!» باید به او گفته شود که، مگر عقل (میم سحر) هدیه ی الهی به او نیست؟!
اگر کسی متّقی باشد مدّعی نخواهد بود! «روشنفکر دینی» اگر اصیل باشد، هیچ ادّعایی ندارد. و از طریقِ بی ادّعایی عروج می کند! «روشنفکر دینی» به دنبال حکومت کردن و ستمگری نیست. اگر باشد که دیگر «روشنفکر دینی» نیست! در آن میان جسارت به امام معصوم شده بود که انجام یک سانسور منطقی آن را پوشاند!
مدّتی است که به این فکر افتاده ام تا پیشنهاد خود را مطرح کنم! حال آنکه (میم سحر) نمی خواهد تا از دین ستیزی و مقابله با «خالق یکتا» دست بردارد. بالاخره تحقّق (میم سحرِ) متأخّر و تفاوتش با (میم سحرِ) متقدّم باید در این پیشنهاد نهفته باشد که از این پس (میم سحر) اشعاری را در تقدیس «ابلیس» بِسُراید و سعی کند که احترام و عزّتی را برای او فراهم آوَرَد! شاید با این حرکت شاهد ظهور (میم سحری) هدایتگر و موحّد شویم! و ایضاً متأخّر!
ــ شیخ الرئیس دَمِت گرم!
«سیروس آموزگار» با اشاره به مبحثی از احکام فقهی یعنی زدودنِ موهای زائد بدن آنچنان ثوابی کرد که در حکم باقیات و صالحات جاوید برای وی منظور گردیده است!
خدا پدر و مادر ایشان را بیامرزد! از قرار معلوم گُذَرِ «سیروس جان» به بند 209 واقع در «اوین» نیافتاده است! (البتّه چه خوب که نیافتاده است.) اوصاف محبَسِ مرحوم «نعمتی» دقیقاً با بند 209 منطبق است! البتّه پس از استخراج آن مرحوم صدای اذان را به شکل منظم در اوقات نماز از طریق بلندگو ها پخش می کردند! (خدایش بیامرزاد.)
گاوان و خران بار بردار اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 3 آذر ماه 1396 24Nov 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
برچسب: خورشیدی,
نویسنده: محمد موسوی