هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
تدریس سفسطه جهت آگاهی!
در برنامه ی «یکی بود یکی نبود» مورخ 26 مهر ماه 1396 خورشیدی «مسعود اسد اللّهی» در ابتدای برنامه مطلبی را که برایش ایمیل شده بود به شرح زیر خواند؛
«گمشده ی این نسل «اعتماد» است. نه «اعتقاد». امّا افسوس که نه بر «اعتماد»، اعتقادیست! و نه بر اعتقادشان «اعتماد»...»
اکنون به پوشالی بودن این عبارت پی خواهیم برد!
1- «گمشده ی این نسل اعتماد است.» پس لازم است که آن را پیدا کند.
2- «و نه «اعتقاد» » یعنی اینکه «اعتقاد» را دارد و نیازی به جستجو ندارد.
3- «امّا افسوس که نه بر «اعتماد» اعتقادیست» در اینجا مشکل مهمّی پدید می آید! یعنی اینکه یک مرتبه «اعتمادِ» گمشده پیدا می شود و اعتقادی که وجود داشت، ناپدید می گردد!
4- «و نه بر «اعتقادشان»، «اعتماد» » در اینجا هم «اعتقاد» یک مرتبه مال دیگران می شود! یعنی جِرزنی! و اعتماد گم شده که نبود، پیدا می شود!
مسیر سفسطه اینچنین است!
ای عزیز، «اعتماد» و «اعتقاد» به «الله جلّ جلاله» بی شک جواب توست!
در ضمن «میرزا تقی خان» را هم «میرزا قلی خان» نامیدی!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 27 مهر ماه 1396 19Oct 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"
برچسب:
نویسنده: محمد موسوی