هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
«پسر عمو جان» حرف حساب به گوشش فرو نمی رود!
«پسر عمو جان»، مگر دوست داری که پشت سَرَت گفته شود که سواد نداری؟!
از دو نظر، یکی «منطقی» و دوم «عرفانی»، «خدای عاشق» نداریم!
«منطقی»، اینکه «ذات باری» یا باید عاشقِ خودش باشد و یا عاشقِ «مادون» (پائینتر از خودش) که هر دو ناشایست و مردود است.
«واجب الوجود» عاشق نمی شود. چون منفعل نمی شود! این «ممکن الوجود» است که عاشق «واجب الوجود» می شود.
اگر شعار نهایی را به «خداوند دانا و توانا» یا «خداوند حکیم و حلیم» تغییر دهی، هم خیر می بینی و هم بخشی از مخاطبان برنامه را هدایت کرده ای و از گزند انتقاد دسته ای دیگر از مخاطبان برنامه در اَمان خواهی ماند!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 16 شهریورماه 1396 7Sep 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"