هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
گذری و نظری 156
(مورخ 12 شهریور ماه 1396 خورشیدی)
ــ «میم سحر» چه می گوید؟! (آیا فقط نِق می زند؟!)
«محمّد جلالی» (میم سحر) اشعار سروده در خرداد ماه 1361 خورشیدیِ خود را در این برنامه خواند!
یعنی این شخص در ظرف 35 سال دچار رشد یا تغییر اندیشه و افکار نشده است که آن اشعارِ پر از اشکال و تناقض را بازخوانی می کند و خجلت زده نمی شود؟!
چه اصراری دارد که در هزل سروده های خود از اسامیِ حضرات «خدیجه ی کبری»، «زینب عظمی» و امام «حسین» سیّد الشهدا و قمر بنی هاشم «اباالفضل العبّاس بن علی» علیهما السّلام نام بِبَرَد!؟
در «تعزیه» برخی با پوشیدنِ لباس زنانه نقش بانوان ستم دیده از اهل بیت پیامبر اسلام را ایفا می کنند که «میم سحر» بدان ایراد می گیرد و معترض است. و حال آنکه در «پاریس» همه چیز و همه طرحی «مباح» است و به اجرا در می آید! (این ستیزی آبرو ریز و بی فایده است!)
ــ «محمّد حیدری ملایری» زیر پاهایش سُست است و مستحکم نیست!
وی گفت؛ «ایمان، دانش را منجمد می کند!» نه مثالی و نه استفاده از قرینه ی اثباتی!
سپس اضافه کرد؛ «ما به شناخت مطلق نمی رسیم. لذا مطالب علمی قابل ابطال هستند و نظریه ی بعدی پس از اثبات جایگزین می شود.»
البتّه مراتبِ «شناخت» موضوعی علی الدّوام است و بی انتها! وی در ادامه گفت؛
«وجودِ هزاران تصوّر از «خدا» (به گفته ی وی) و نزاع مابین ادیان «توحیدی» و «غیر توحیدی» نشان از آن است که با تصوّر روشنی سر و کار نداریم!»
پاسخ آنکه در «ادیان توحیدی» وجود «خداوند متعال» کاملا روشن و قابل درک و پرستش است. لیکن اختلاف با ادیانِ
«غیر توحیدی» است که به واسطه ی جعلی بودنشان ظاهر می شود و این امری واقعی و طبیعی است.
این همه ستیز با دین خدا و معنویّت و ایمان، خلقتِ «موسیو حیدری» و افراد مشابه را به زیر سؤال می بَرَد! (اختلالاتِ ژنتیک)
«موسیو حیدری» اضافه کرد که؛ «در دانش های زاستاری (طبیعی) چیزی به اسم «ایمان» مطرح نیست! چون نیازی به «ایمان» نیست!»
آیا معنیِ دیگرِ «ایمان»، «یقین» نیست؟! بدون «یقین» مطالب علمی قابل اثبات نخواهد بود! «یقین» به صحّت «جدول ضرب» موجب می شود تا از آن در مراتب بعدی استفاده شود.
بدون دست به دست دادنِ «فیزیک» و «متافیزیک» هیچ پدیده ی زاستاری (طبیعی) و فعل و انفعالات گوناگونِ موجود در «هستی» که تا کنون دانش بشری بدان ها رسیده و نرسیده محقق نمی شود.
انکار وجودِ «متافیزیک» و روح حاکم بر قواعدِ فیزیکی، شیمیایی، مکانیکی و امثالهم امری معقول نیست!
دانشِ بشر امروز به تأثیر و مشارکتِ نور، صدا و کلام و موسیقی و اصوات متفاوت در خلق و تفاوت های منتج در پدیده های هستی معتقِد است. در حقیقت این سر آغاز درک حضور شرایط ایمانی و اثباتِ حضورِ قواعدِ «متافیزیکی» در پدیده های زاستاری (طبیعی) است!
اگر «موسیو حیدری» بتواند در مورد جهانِ پس از مرگ اظهار نظر کُنَد، مورد توجّه عموم قرار می گیرد. در غیر این صورت چنین کنجکاوی ژرفی را «ادیان توحیدی» به خوبی برطرف می کنند و هیچ جاذبه ای تا این اندازه موفقیت آمیز نبوده، نیست!
«موسیو حیدری» اگر به شجاعت و شهامت خود معتقد باشد. اقدام به مطالعه ی آیاتِ مرتبط با مسائل زاستاری (طبیعی) «قرآن مجید» می کند تا به مکاشفات مفید و اعجاب انگیزی دسترسی پیدا کرده باشد!
لطفاً بفرمائید که نظریه ی غلطِ «داروین» چه مشکلاتی را حل کرده یا چه سعادتی را برای بشر فراهم ساخته است؟!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 16 شهریورماه 1396 7Sep 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"