هو الحقّ
«اَللّهُمَّ شَرِّفنا بِشِرافَتِ القُرآنَ و العِتره» «درد دلِ تمدّن ها!»
به رَغمِ مدّعیانی که منع عشق کنند جمالِ چهره ی تو حجّتِ موجّهِ ماست«حا فظ»
گر چَشمِ دل بر آن مَهِ آیینه رو کُنی سیرِ جهان در آینه ی رویِ او کُنی
خاک سیه مباش که کس بر نگیردَت آیینه شو که خدمتِ آن ماهرو کُنی «سایه»
راستی کن که راستان رستند در جهان راستان قوی دستند «اوحدی مراغه ای»
شکرِ نعمت ، نعمتت افزون کند کُـفر نعمت از کـفَت بیرون کـند
لطـف حـق بـا تـو مـداراهـا کنـد چونکـه از حـد بگـذرد رسـوا کند
نصــرُ مِـنَ الله و فتـحٌ قـریب چشماتو باز کن ندهندت فریب
پاسخ «لغت، شهروند و فرمان گزار زبان است»
نامه ای از « تهران » به نامه ای از « لندن »
با سلام و عرض احترام خدمتِ استاد «علیزاده طوسی» پاسخ نامه ی دوازدهم از سال یازدهم را تقدیم می دارد.
استاد عزیز، عنوانِ نامه را «لغت، شهروند و فرمان گزار زبان است.» انتخاب کردند!
اگر شهروندیِ «لغات» بمثابه ی شهروندانِ چموش و اِسلنگیِ موجود باشد که وامصیبتاست! شهروندانِ پُر مدّعای امروزی بیشتر به میل خود عمل می کنند و اگر خرابکاری نکنند، تا حدی با پنهانکاری های خود سعی می کنند که گذرِ پوست به دباغ خانه نیافتد!
شهروندانی که اَغلب هنرشان خوردن و تخلیه کردن و سپس مُردن است!
«لغت» اصلاً در اختیار «زبان» نیست. بلکه در اختیار کاربران است! ایشان هم به بدترین وجه از لغات بهره می برند و آنها را ضایع می کنند. (البتّه استثنا هم وجود دارد.)
تغییراتی که کاربرانِ «کامپیوتری» و «موبایلی» بر سر استفاده ی دلخواه از «لغات» و معانی می آورند با آن حجمِ وحشتناک، اَندک اَندک صدماتِ جبران ناپذیری را مکشوف خواهد کرد!
فعلاً که هم «لغات» یتیم شده اند و هم «زبان»!
گاوان و خران بار بردار www.facebook.com/positiveknowledge14 اهل قلم و اهل فلسفه
به زآدمیان مردم آزار Positiveknowledge.blogfa.com مهرداد رضوی "گلستان سعدی" 26 اَمردادماه 1396 17Aug 2017
همی میرَدَت عیسی از لاغری تو در بند آنی که خر پروری! "بوستان سعدی"